این مدت داشتم فکر میکردم که اگه آدما رو به دو دستهی سگسانان و گربهسانان بخوایم تقسیم بندی کنیم - مشخصاً انسانها خیلی گوناگونتر و متفاوتتر از اینن که بخوان به دو دسته تقسیمبندی شن، صرفاً داشتم فک میکردم - من تو دستهی گربهسانان جا میگیرم. شاید هم چون دو سالی میشه که هماتاقیم یه گربهی بداخلاق و بیاعصابه، به این نتیجه رسیدم، ولی واقعیت اینه که هرچی بیشتر در مورد گربهها میفهمم، بیشتر فکر میکنم که شبیه گربههام.قبلاً گفته بودم که من اینِرسی بالایی دارم. در مورد درس خوندنم هم مثال زده بودم که برام خیلی سخته و زمان میبره که بشینم سرش و شروع کنم، و وقتی شروع میکنم خیلی طول میکشه تا لازم باشه متوقفش کنم. معمولاً این توقف هم به دلایلی مثل غذا خوردن یا دستشویی رفتن یا خوابیدن یا کارهای واجبی مثل این اتفاق میفته. ولی خب در ادامهی توضیحات تکمیلیم باید بگم من صرفاً اینرسی بالایی نداریم، از هرگونه تغییر و جابهجایی خوشم نمیاد.نمیدونم چقدر در مورد گربهها میدونین. گربهها و وسایل و ادوات مربوط بهشون رو نباید زیاد انگولک کرد. جای غذاشون رو نباید تغییر داد. محل خوابشون رو نباید
برچسب:
نویسنده: مهسا حبیبی
تاريخ: پنجشنبه
12 اسفند
1395 ساعت: 20:52